برچسب:
نویسنده: طاها حیدری
دیروز بےخودی شلوغَش کردھ بودند ※
او فقط یادش رفت از خواب بیدار شود...✘
حسین پناهے☆
بیخودی مےگویند هیچکس تنها نیست...!
چھ کسے تنها نیست؟!
هَمھ ازهم دورند...
همھ در جَمع ولے تَنهایَند✘
سُھراب سپھری☆
دُنیا قانونِ عجیبے دارد...هفت میلیارد آدم و
فقط با یکے از آنها احساسِ تنهایے نمیکنے
و خدا نکند کھ آن یک نفر تنهایَت بگذارد...
آن وقت حتّے با خودت هم غَریبھ مےشوی...!
حسین پناهے☆
برچسب:
نویسنده: طاها حیدری
درباره بقیھ میگن بهتر میشھ شناخت
تا اون چیزایے کھ بقیھ درموردِشون میگن...
دِلم مےخواهد کسے تو را
بھ مَن تعارف کند❣
تا مَن تَمامَت را بردارم...!
حالِمان خوب بود...
تازھ داشتیم مےفهمیدیم
زندگے یعنے چھ..!
تا ناگهان زنگ در را زدند...
خیال بَرِمان داشت کھ عِشـق
است و در را گشودیـم
اشتباھ کردیم...!
آدمِ پُشتِ در را بـاور کردیم...
و حالا حالماناصلا خـوب نیست...✘
برچسب:
نویسنده: طاها حیدری
برچسب:
نویسنده: طاها حیدری
برچسب:
نویسنده: طاها حیدری
برچسب:
نویسنده: طاها حیدری